این کتاب یک کتاب کار برای زوج‌‏هاست تا مطالب آن را با هم بخوانند و در مورد سؤالی که در انتهای هر بخش آمده است، گفتگو کنند. البته اگر کسی هنوز همسری ندارد یا همسرش از خواندن کتاب خود‌داری می‏‌کند، باز هم مطالعۀ کتاب می‌تواند زمینۀ بسیار خوبی برای ارتقا و بهبودی زندگی مشترک آن‌ها باشد.

برش‌هایی از این کتاب:

برش 1:

زن و شوهرهای زیادی تحت تاثیر نیاز به قدرت، کنترل بیرونی را در تمام جنبه‌های زندگی خود اعمال می‌کنند و بدین ترتیب درگیر یک نبرد روزمرۀ زناشویی می‌شوند چرا که جنگ یک پدیده کاملا انسانی است.

  • کنترل بیرونی در ساختار ژن‌های شما قرار ندارد، بلکه کنترل بیرونی یک رفتار انتخاب شده است و نه یک نیاز.
  • نیازهای اساسی در سازگاری و انطباق و هماهنگی همسران با یکدیگر نقش مهمی ایفا می‌کنند.

برای مثال زوج‌هایی که نیاز به عشق در هر دوی آن‌ها بالا و نیاز به قدرت در هر دوی آن‌ها پایین است، زندگی خشنود و رضایتمندتری با هم خواهند داشت و زوج‌هایی که نیاز به قدرت هر دوی آن‌ها بالا و نیاز به عشق در هر دو پایین باشد، زمان زیادی را به مشاجره و بگومگو درباره اینکه حق با چه کسی است، و چه کسی رئیس است صرف می‌کنند.

اینگونه زوج‌ها در ابتدای رابطه و زندگی مشترک، جذابیت بسیاری برای هم داشته اند، اما در طولانی مدت با هم جور و سازگار نیستند.

این باور قدیمی که می‌گوید: “متضادها همدیگر را جذب می‌کنند.” مثال خوبی برای دلباختگی و تولیدمثل است، اما در ازدواج فاجعه به بار می‌آورد.

————–

برش 2:

رابطه‌ی جنسی رضایت‌بخش لازمه‌ی زندگی زناشویی پایدار و خشنود است.

مهم نیست این رابطه هر چند وقت یک بار برقرار شود یا اینکه چقدر طول بکشد، مهم این است که هر دو طرف از آن رضایت داشته باشند.

یک زندگی زناشویی محبت‌آمیز کاملا خصوصی است.

هر جور رابطه‌ی جنسی، تا زمانیکه هر دو طرف موافق باشند، قابل اجراست.

رضایت جنسی در زندگی زناشویی به اعتماد بین دو طرف و همچنین به انجام هر کار ممکن برای داشتن رابطه‌ی محبت‌آمیز در تمامی اوقات، و نه فقط در اتاق خواب، وابسته است.

رابطه جنسی، راهی برای داشتن احساس نزدیکی بهتر و صمیمیت بیشتر است.

برش‌های دیگر این کتاب در اینجا و اینجا و اینجا آمده اند.

—————

برش3:

در مورد انتخاب برای ازدواج، در بیشتر موارد افرادی که در دنیای مطلوب خود جای می‌دهیم کسانی هستند که بسیار شبیه ما فکر و عمل می‌کنند.

ولی در این فرایند یک تله‌ی جنسی وجود دارد که باید از آن آگاه باشیم. قطب‌های مخالف اغلب از نظر جنسی به شدت جذب یکدیگر می‌شوند.

ولی این جاذبه بر اساس این فرض کنترل بیرونی استوار است:

“با گرمی عشق من، او تغییر خواهد کرد و همان کسی می‌شود که من در دنیای مطلوب خود می‌خواهم.”

اگر فرد با این فرض ازدواج کند زندگی زناشویی وی هرگز خشنود و شادکام نخواهد بود. چرا که این باور هیچ همخوانی‌ای با واقعیت ندارد.